بخوانید
همیشه مستقل باش!
0

همیشه مستقل باش!

نوشته سیدپوریا حسینی۳۱ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۸:۰۲

همیشه هم نباید سراغ بازی‌های قابل‌ پیش‌بینی رفت. عناوین مستقل دنیای بازی‌های ویدئویی، همیشه محلی برای شکوفایی خلاقیت و طرح ایده‌های جدید بوده‌اند. اگر شما هم می‌خواهید حتی شده برای چند ساعت، تجربه‌ای کاملاً متفاوت و غیرمعمول از بازی‌های ویدئویی داشته باشید، عناوین زیر را از دست ندهید. مستقل بودن همیشه بهتر است!

Lumino City: همه‌چیز در این بازی با دست ساخته شده است. عجیب به نظر می‌رسد اما سازندگان بازی اثری کاملاً مستقل و بدیع را به بازار عرضه‌ کرده‌اند تا قابلیت‌هایشان در طراحی بازی را به رخ بکشند. پازل‌هایی جذاب در کنار گرافیکی خیره‌کننده، تکمیل‌کننده‌ی تجربه‌ی لذت‌بخش Lumino City است. هرچه در این بازی می‌بینید کاغذی‌ست و باید در جهانی رویایی، به کشف باغ‌هایی در آسمان بپردازید. رابط کاربری بازی برای گوشی‌های هوشمند به خوبی طراحی شده است و به همین دلیل بدون کنار گذاشتن پا‌زل‌ها و اکتفا کردن به گشت‌وگذار در جهان بازی نیز تجربه‌ی لذت‌بخشی‌ست.

Limbo: فضایی تاریک و پسربچه‌ای که برای نجات جانش می‌جنگد. یک پلتفرمر کامل که فضاسازی و داستانش، میخکوبتان خواهد کرد. Limbo بی‌رحم‌تر از چیزی‌ست که فکر می‌کنید؛ کودکانی که به دار آویخته شده‌اند، چنگک‌هایی که توی شکمتان فرو می‌روند و موجودات ترسناکی که از گوشت انسان تغذیه می‌کنند، همه در فضایی مه‌آلود و رعب‌آور کنار هم جمع شده‌اند تا به ساخت یکی از بهترین بازی‌های سال‌های اخیر منجر شوند. کنترل‌ها در Limbo ساده‌ست. می‌توانید عقب و جلو روید، بپرید و یا اشیا را بکشید و هل دهید؛ به همین دلیل دستتان در حل معماها باز نیست و باید خلاقیت و هوشتان را به کار بگیرید. ابتدای بازی پسربچه‌ای را می‌بینید که سردرگم از روی زمین بلند می‌شود و حالا شما باید راهنمایی‌اش کنید. بعد از چند دقیقه حتی از خودتان نمی‌پرسید که چرا در چنین فضایی قرار دارید و باید با چنین موانعی روبه‌رو شوید؛ حتی نمی‌پرسید که به دنبال چه هستید. Limbo یک بازی تمام‌عیار است که بازیکن را ثانیه‌به‌ثانیه درگیرتر می‌کند؛ با روایتی آرام، گیم‌پلی‌ای ساده و محیطی بیمارگون.

Ignatius: به همراه ایگناتیوس وارد یک دنیای سوررئال شوید و کمی از زندگی یکنواخت و خسته‌کننده‌ی روزمره فاصله بگیرید؛ همان کاری که ایگناتیوس به کمک ویگو، کارگردان تئاتر، می‌کند. وظیفه‌ی شما فرار از دنیای عجیب و غریبی‌ست که در آن گیر افتاده‌اید. مثل هر پازل‌-پلتفرمر دیگری، با موانعی مواجهید که باید پشت سر بگذارید؛ موانعی که هم از جنس بازی‌های Arcade هستند و هم در قالب پازل‌های منطقی و معماهای ذهنی با آنها روبرو می‌شوید. در Ignatius باید قطعاتی از یک کتاب را پیدا کنید؛ کتابی که از آن می‌آموزیم تاریخ دشمن اصلی ماست. کتابی که به ما یاد می‌دهد رویدادهای غیرمنتظره چگونه زندگی حال حاضرمان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. اگر دلتان می‌خواهد یک عنوان خلاقانه و درگیرکننده در بازی‌های ویدئویی را تجربه کنید، حتماً سراغ Ignatius هم بروید؛ چالش‌ها و پرسش‌های زیادی در این بازی منتظر شمایند.

Machinarium: آنچه این عنوان را تبدیل به یکی از شاخص‌ترین بازی‌های مستقل پلتفرم‌های مختلف بدل می‌کند، فضای بصری و داستان ساده‌ی آن است. Machinarium به همان اندازه که شاد و فرح‌بخش‌ست، غم‌انگیز هم هست. روبات دوست‌داشتنی‌ای که در ابتدای بازی از بالای یک برج، داخل زباله‌دانی سقوط می‌کند، آغازگر داستانی جذاب و گیراست؛ داستانی درباره‌ی عشق یک روبات به روباتی دیگر و مبارزه‌ی او برای یافتن معشوقه‌اش. جوزف، شخصیت اصلی بازی، وارد شهری مخروبه می‌شود که در هر گوشه‌اش معمایی پیچیده نهفته است. مکانیک بازی بر پایه‌ی ساختار Point and Click ایجاد شده است و باید با حرکت دادن، وصل کردن و یا پیدا کردن چیزهای مختلف، راه را برای رسیدن جوزف به طبقه‌ی آخر بالاترین برج شهر فراهم کنید. البته اگر از سروکله زدن با پازل‌های بازی خسته شدید، می‌توانید سراغ مینی‌گیم‌های جذاب بازی بروید. همه‌چیز در Machinarium سرجایش خودش است و در عین حال، نیست؛ سبک روایت، گیم‌پلی و معماها عالی طراحی شده‌اند و چند دقیقه تجربه‌ی بازی مجابتان می‌کند که تا پایان داستان کنار جوزف بمانید. اما در شهر مخروبه‌ی روبات‌ها همه‌چیز به هم ریخته و شما باید راه را برای پیش‌وری جوزف فراهم کنید.

نظرت چیه؟
باریکلا!
67%
خوب بود!
33%
بد نیست!
0%
که چی؟
0%
اشتباه!
0%
درباره نویسنده
سیدپوریا حسینی