نقد و بررسی
بخوانید
روزی روزگاری در کارائیب | Assassin’s Creed IV: Black Flag
0
نقد و بررسی

روزی روزگاری در کارائیب | Assassin’s Creed IV: Black Flag

نوشته ۰۲ آذر ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۹

یکی دیگر از نقاط ضعف بلک‌فلاگ طراحی مراحل است. اگر دردسر فواصل زیاد، بین تک تک ماموریت‌ها و مسافرت‌های دریایی، قبل از باز شدن کامل آبجکت‌های”Fast Travel” را موضوع خیلی بد و مهمی در نظر نگیرید، نمی شود از طراحی بد بعضی از مراحل گذشت. برای توضیح این قسمت باید کمپینگ بازی را به دو بخش تقسیم کرد. اول، مراحل کمپینگ بخش‌های دریایی و دوم، مراحلی که در شهرهای بندری می‌گذرد! در ماموریت‌های دریایی، همه چیز به همان شکلیست که در بازی‌های قبلی دیده‌اید و کمتر نوآوری خاصی به چشم می‌خورد. برای مثال قبلا با الطیر فردی را تعقیب می کردید و اینبار با کشتی ادوارد، کشتی های هدف را دنبال می‌کنید! البته ماموریت‌های خاص در بازی کم نیست اما عموما از یک طراحی قدیمی بهره می‌برند. به همین دلیل می‌توان گفت، یوبیسافت از تمام پتانسیل ایده‌های خود بهره نبرده است. او بیشتر فضا را تغییر داد تا بازی کسالت آور نشود. با تمام این حرف ها به دلیل جذابیت بخش دریایی و پخش شدن درست مراحل در سطح نقشه ی اصلی به هیچ عنوان احساس تکرار و کسالت نمی‌کنید. بخش دوم مراحل کمپینگ به بندرگاه‌ها و خشکی‌ها بر‌می‌گردد که در واقعیت تغییری نسبت به نسخه‌ی قبل در آن‌ها دیده نمی‌شود. فقط شاید مقداری طعم دزدان‌دریایی آن را بهتر کرده باشد. قتل، حمله به مواضع دشمن و خیلی مواردی که تمام فن‌های بازی به خوبی با آن آشنا هستند. یوبیسافت دیگر مثل گذشته برای ایجاد مراحل فرعی گوناگون تلاش نکرده و بیشتر توان خود را بر روی دریاها متمرکز نگاه داشته است. البته امیدوارم نگویید مراحل قواصی خیلی نو و جدید است! شاید گرفتن کوسه به شخصه برای من جذاب باشد اما بحث بالا در باب کلیت طراحی‌های انتخاب شده است و مطمئنا در بعضی موارد نیز نوآوری دیده می شود. در سمت دیگر آکروبات ها و مسیرهای پیشروی معروف این سری بسیار روان‌تر، هیجان انگیزتر و با برنامه تر از قبل شده‌اند. این را زمانی متوجه می‌شوید که تلاش کنید، به شیوه ی مد نظر سازندگان مراحل را به اتمام برسانید یا حداقل به مخفیانه‌ترین حالت ممکن به پایان ماموریت‌های خود برسید. البته نوع پیشروی ماموریت‌ها مثل گذشته به خود شما بستگی دارد و حق انتخاب ها محدود نشده است.

 

 

 

اگر از حق نگذریم، بلک‌فلاگ در نوع ارائه سیستم مخفی‌کاری سری AC، بالاتر از  دیگر عناوین قرار می‌گیرد. شما می‌توانید بازی را با کمترین خون ریزی پیش ببرید. پناهگاه‌های مختلف در بندرگاه‌ها، لابه‌لای بوته‌های گیاهان و پارکور در بین شاخه‌های درختان، همه و همه شما را در پیشروی مخفیانه ماموریت‌ها به خوبی یاری می‌دهند. اضافه شدن سیستم سوت (فریب!) با اینکه ضعف هوش مصنوعی را بر ملا می‌سازد، اما مطمئنا به آن وابسته می‌شوید! در همین یک مورد به طور واضح ضعف و محدودیت‌های هوش‌مصنوعی را متوجه می‌شوید. دید بیشتر NPC های دشمن کم است. به قولی راحت فریب می‌خورند! اگر بیشتر فکر کنید، شاید در بعضی از مواقع، احمق بودن آن‌ها واجب به نظر می‌رسد تا بازی ریتم خود را از دست ندهد اما راحت فریب خوردن آن‌ها، مشکلات هوش مصنوعی را برملا می‌سازد. این همان نکات منفی هوش مصنوعیست! اضافه شدن زنگ خطر برای NPC های دشمن می‌تواند میدان مخفیانه تحت تسلطتان را تبدیل به میدان نبرد با چندین تن از افراد دشمن کند و با توجه به افزایش قدرت آن‌ها در مراحل بالاتر مطمئنا کار شما سخت و سخت‌تر می شود. خطر بعدی در پیشروی مخفیانه ادوارد، تک تیراندازهای دشمن است. این خطر تنها محدود به بخش‌های مخفیکاری نمی‌شود و در هنگام مبارزات نیز شما را تحت فشار می‌گذارند. البته سازندگان بازی با ایجاد سیستمی، خطر تک‌تیراندازها را تبدیل به موقعیتی برای سلاخی سریع دشمنان کرده‌اند. استفاده از NPC حریف به عنوان سپر دفاعی در برابر تیر همرزمانشان اضافه کاری یوبیسافت برای آسان نمودن هرچه بیشتر بازی به شمار می‌رود. باقی قسمت‌های این بخش از گیم‌پلی، مانند فرار از دست دشمنان به همان صورت گذشته است. باید قبول کرد بعضی از نکات گیم‌پلی یک سری عنوان، تا مدتی تبدیل به استاندارد‌های آن فرانچایز می‌شوند. به نوعی جزئی از شناسنامه‌ی آن‌ به حساب می‌آیند و بارها در نسخه‌های متفاوت تکرار می‌شوند.

ارزش‌گذاری
امتیاز بازی‌نما
امتیاز خوانندگان
امتیاز دهید
داستان
8.8
5.7
گیم‌پلی
7.2
6.8
موسیقی
8.1
7.1
گرافیک
9.5
7.0
8.4
امتیاز بازی‌نما
6.7
امتیاز خوانندگان
12نظرات
شما قبلا رای داده اید.
نظرت چیه؟
باریکلا!
81%
خوب بود!
6%
بد نیست!
3%
که چی؟
1%
اشتباه!
10%
درباره نویسنده
mee present

شما باید ورود نظر بگذارید