نقد و بررسی
بخوانید
James Bond Blood Stone | متفاوت امّا تکراری
0

James Bond Blood Stone | متفاوت امّا تکراری

نوشته Nomad۰۴ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۳
محور اصلی همان چیزیست که عاشقان این مامور خوش قیافه و کهنه کار می خواهند. باز هم در داستان های پر زد و خورد او پا یک زن در میان است و او همچنان سرکش است و به هیچ شخصی اعتماد ندارد.

داستان های جیمز باند همیشه فرمی خاص و کلیشه ای داشتند. به گونه ای که مامور باند با همان جزئیات فراوان شخصیتی اش در هر جایی که قرار می گرفت ، فقط چزئیات داستان متفاوت بود ولی داستان کلی مثل همان قبل بود. کلیشه شخصیتی و داستانی این چند سال اخیر بیشتر جلوه کرده است و Blood Stone را هم تحت تاثیر قرار داده است. در مجموع اگر نگاه کنیم Blood Stone دارای یک داستان جالب و پر زد و خورد است که طرفداران این مامور سالخورده را تا حدودی راضی می کند اما حس بدی را نیز به بازی کننده القا می کند. عناصر اصلی داستان برای همه آشناست. صحنه های تخیلی و انجام کارهای باور نکردنی ، سرعت زیاد داستان ، زنان فاسد در کنار شخصیت اصلی و … همه آشناست. این آشنایی دلچسب است و تا حدودی داستان جذابیت به خود می بیند اما در پایان بازی همه چیز بر عکس می شود. عصر ژانگولر بازی های باند به پایان نرسیده اما در این زمان ، نویسنده باید حد و حدود خود را بداند و به هیچ وجه یاد دهه 60-70 نیافتد. Bruce Feirstein که پس از مرگ Fleming ، زنده نگه داشتن جیمز باند را به عهده داشته است ، در این عنوان نیز وی نوسندگی داستان را به عهده داشته است اما مثل اینکه این VideoGame را زیاد جدی نگرفته است و زمان زیادی صرف آن نکرده تا یک داستان همه پسند بنویسد که البته انتظار بالایی نباید داشت. وقتی ناشر بازی به بازی اهمیت ندهد جز این نباید انتظار داشت. متاسفانه اکتیویژن در این چند ماه اخیر به هیچ چیز جز CoD اهمیت نداده است و تمام حاشیه های این شرکت در این مورد است. بازی هایی که می توانستند با پشتیبانی بیشتر یک عنوان عالی شوند ، مثل جیمز باند ، فدای یک سری بی اهمیتی شدند و بی زودی نیز به فراموشی سپرده می شوند. اینجاست که باید گفت اکتیویژن حق ناشری خود را در مورد همه بازی ها خوب ادا نمی کند و گه گاه کوچک بزرگ ها زیر دستگاه عظیم CoD و امثال آن خرد می شوند.


داستان از آنچه که فکرش را می کنید چندین درجه مسخره تر و تکراری تر است. دقیقا ترکیبی از چند داستان مختلف. اکثر صحنه های اکشن و بعضی لوکیشن ها نیز به قدری آشنا به نظر می رسند که ممکن است چندین ساعت شما را به فکر وا دارد تا دست آخر متوجه شوید در فلان فیلم دقیقا چنین لوکیشینی با همین جزئیات بود. حداقل می شود در مورد یک بازی سال 2010 این ایراد را نا بخشودنی نامید. در مورد داستان کمی فکر کنید. به نظر شما آخر آن چه می شود ؟ اگر خوب به این سوال فکر کنید متوجه معنای کلمه “کلیشه” می شوید. باز هم مثل همیشه تنها نجات دهنده انسان ها جیمز باند است. او تک و تنهاست و به راحتی می تواند مقابل سیلی از سربازان و ماموران ویژه بایستد و به هدفش برسد و نگذارد آسیبی به قسمتی از جهان برسد. تا کی ؟ از زمان جیمز باند های اولیه مدت زیاد گذشته است و دیگر مردم ، مردم آن زمان نیستند. در آن شرایط که فیلم ها ، بازی ها و … آن چنان به اندازه امروز گسترده نشده بودند ، خوراک مردم هر چیزی می توانست باشد چون تا به حال چنین چیزی ندیده بودند اما الان که در سال 2010 هستیم همه چیز نسبت به آن زمان تغییر کرده است. مردم داستان جدید با قالب جدید می خواهند. نمی خواهند وقتی به سینما می روند و یا 60 دلار برای یک بازی خرج می کنند ببینند که باز هم باند پر جذبه توانست همه کاره شود و یک نفره با پوشش تی شرت و سلاح معروفش یک پادگان را در درگیری رو در رو از پا بندازد و نمی خواهد ببیند که باند باز هم در لحظات آخر نجات پیدا کرده. نویسنده یا نویسندگانی که بر روی این شخصیت کار می کنند کم کم باید تغییرات را از سمت تجهیزات به سمت جزئیات داستان ببرند. اگر تا به حال چندین فیلم از جیمز باند را دیده اید مطمئن باشید پایان بازی همان چیزیست که فکرش را می کنید. از این لحاظ به شخصه در جهت داستانی انگیزه زیادی در پیشروی در بازی نداشتم و عواملی چون گیم پلی و صدا و موسیقی بازی مرا جذب خود کرد. از همه این ها که بگذریم مبحث جنگ Biochemical برای این عنوان موضوع خوبی بود و به تصویر کشیدن آن در مناطق مختلف اروپایی و آسیایی یک حرکت جالب و دلچسب بود.


خوشبختانه بافت های بازی آنقدر ضعیف نیستند که آزار دهنده باشند و فیزیک بازی به هیچ وجه از ابتدا تا انتهای بازی شما را اذیت نمی کند. با وجود اینکه قسمت گرافیکی در مجموع بسیار ضعیف است اما مانعی از جهت گرافیکی در طول بازی وجود ندارد که شما را از ادامه بازی منصرف کند. طراحی چهره ها طبیعی هستند اما از بزرگترین و پر نقش ترین شخصیت بازی گرفته تا یک سرباز ، همگی حالتی بی روح دارند و موشن کپچرینگ قوی عمل نکرده است. اما در قسمت های رانندگی گرافیک بازی تا حدود زیادی امیدوار کننده می شود. Draw-Distance و Motion Blur بسیار عالی جلوه می کنند و قدرت سازنده را در ساخت بازی های ریسینگ نشان می دهد.

Bizarre Creations سابقه و تجربه زیادی در ساخت عناوین اکشن و شوتر ندارد و بیشتر ما آن را با PGR یا Geometry Wars می شناسیم. این استودیو عنوان The Club را در سال 2008 منتشر کرد که اصلا در حد و اندازه بازی های روز نبود ولی جذابیت خودش را دارا بود و جیمز باند هم دقیقا همین طور است. متاسفانه Bizarre Creations نتوانسته از کرده های پیشین خود درس بگیرد و جیمز باندی مطلوب تر ارائه دهد و همین باعث شده است که اکتیویژن به دنبال لغو و یا فروش این استودیو بیافتد.


Blood Stone می خواست تلفیقی باشد از چند عنوان اما این روش جواب نداد. شاید بتوانم این عنوان را مخلوطی از 2 بازی The Bourne Conspiracy و Splinter Cell: Conviction بنامم که متاسفانه در نتوانسته در حد هیچ کدام از 2 بازی ظاهر شود. می توانم تصور کنم سازنده بازی چه تفکراتی داشته است. خوب این قسمت را از این بازی ، این قسمت را هم از آن بازی بر میداریم و ساده ترش می کنیم و داخل بازی قرار می دهیم. این هم می شود جیمز باند ما محصول 2010 که مرا وادار به این کند که با صراحت بگویم Blood Stone هیچ چیز جدیدی ندارد و سازنده آن خلاقیت درون کارش قرار نداده است. صحنه های رانندگی که عینا داخل The Bourne Conspiracy حضور داشتند در این بازی هم حضور دارند. به همان سادگی که البته برای یک سازنده عناوین ریسینگ کار سختی نیست تا آن را آسان تر کند و راحت و روان آن را در قالب مسیر پر انفجار و هیجان و حماقت باند قرار دهد. در قسمت رانندگی بازی ، چیزی که اول از همه شما را سر ذوق می آورد ، ماشین های پر زرق و برق و مدرن هستند. همانطور که گفتم برای Bizarre Creations ساختن یک آرکید بسیار ساده کار سختی نبوده است و با وجود اینکه تجربه فراوانی در همه سبک های رانندگی داشته است توانسته است این قسمت را علی رغم سادگی اش بسیار زیبا بسازد و در پایان بعضی مراحل خستگی ناشی از سیستم ضعیف تیر اندازی را از تن بازی کننده به در کند. در Conviction سیستمی با نام Mark and Execute وجود داشت که در Blood Stone با نامی متفاوت و عینا مشابه آن وجود دارد. در این سیستم باند 3 فرصت دارد و با این 3 فرصت خود سریعا می تواند بدون هیچ مشکلی 3 نفر را از پای در آورد اما این فرصت چگونه به او داده می شود ؟ بازی یک سیستم Hand to Hand Combat نیز دارد و ساختار آن بسیار ساده است و عاری از پیچیدگی است. کافیست نزدیک دشمنانتان شوید و یک دکمه را فشار دهید تا باند با توجه به موقعیت مکانی تشخیص دهد که باید چه بلایی سر آن بیاورد. یعنی فقط یک دکمه را فشار می دهیم و منتظر می مانیم تا باند او را از پای در آورد. خبری از Combat های بورن نیست. هر بار که یک نفر را از پای در می آورید یک فرصت به شما داده می شود. این سیستم تا حدودی سیستم تیر اندازی ضعیف بازی را از حالت خشکی در آورده است و آن را قابل تحمل کرده است. هم چنین بازی یک سیستم کاور گیری تقریبا خوبی دارد که شما را از هجوم هر تیری مصون می دارد که دلیل آن هم نبود فیزیک قوی و تخریب پذیری در بازی است. کاور به شما فرصت می دهد ، شما را به چالش نمی کشد. بالاخره چند سالی از دیدن اولین کاور ها می گذرد و کاور گرفتن حرفه ای تر شده است و در بازی های امروزی همچون Vanquish سیستم های حرفه ای کاور گیری می بینیم که متاسفانه در Blood Stone چنین چیزی وجود ندارد. موضوع دیگری که قابل ذکر است شیوه کار باند است. هنوز برای من مبهم است که باند قرار است یک جاسوس باشد و با مخفی کاری پیش برود و یا مثل سم فیشر راهش را عوض کرده است.


بخش چند نفره بازی دارای 3 مد اصلی می باشد که باند ها برای رقابت باید از بین آن ها انتخاب کنند. Team Deathmatch ، Objective و Last Man Standing نام این بخش ها هستند. علی رغم وجود Level-up ها و امکانات جدید برای وسوسه بیشتر بازیکن به انجام بخش مالتی ، قسمت چند نفره جذابیت بالایی ندارد که مهم ترین دلیل آن نیز سیستم تیراندازی ضعیف بازی است که در بالا ذکر شد و با وجود اینکه قسمت چند نفره تفاوت زیادی از لحاظ گیم پلی با بخش تک نفره ندارد اما یک ضعف کلی دارد. نبودن وسایل نقلیه و مد هایی برای آن می توانست این قسمت را بیش از این جذاب تر کند.
صداگذاری بازی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و از صدای هنر پیشه های خود شخصیت های بازی استفاده شده است. یکی از دلایلی که خیلی راحت می شود با شخصیت ها ارتباط برقرار کرد نیز همین موضوع است. با وجود اینکه چهره ها خیلی بی روح و مرده هستند اما صدای قوی باعث شده است که حتی Daniel Craig و Judi Dench نامزد جایزه بهترین صداگذاری شخصیت زن و مرد شوند. نه تنها صداگذاری ها عالی است بلکه به لطف ذهن خلاق Richard Jacques ، در تمام طول بازی موسیقی های بسیار زیبایی ما را همراهی می کند که جای ستایش دارد. Richard Jacques پیش از این برای فیلم Alice in Wonderland و بازی Mass Effect موسیقی نوشته است و آن را به اجرا در آورده است. وی موسیقی دان کار بلدی است و از چندین سال پیش با سگا همکاری اش را شروع کرده است و در کارنامه خود بیشتر نام بازی به چشم می خورد تا فیلم و سریال و … . در هر صورت تجربه فراوان او باعث شده است همان احساس قدیمی جیمز باند بودن به ما منتقل شود و سبک بعضی موسیقی های بازی مانند همان موسیقی های 30-40 سال پیش است. ای کاش تمامی قسمت های بازی همچون موسیقی و صدای آن عالی و افتخار آمیز بودند.


در مجموع Blood Stone یک عنوان سرگرم کننده و البته خوش ساخت نامیددر حالی که می توانست خیلی بهتر از این چیزی که هست باشد. این درست است که بازی صعف های ریز و درشت زیادی دارد اما در چند ماه اخیر این عنوان تنها عنوانی بود که توانست مرا به یاد صداقت بازی های سرگرم کننده نسل قبل بیندازد و به همه توصیه این عنوان را تجربه کنند.

نظرت چیه؟
باریکلا!
0%
خوب بود!
0%
بد نیست!
0%
که چی؟
0%
اشتباه!
0%
درباره نویسنده
Nomad

شما باید ورود نظر بگذارید