نقد و بررسی
بخوانید
Hotline Miami | جشن خون
0

Hotline Miami | جشن خون

نوشته mee present۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۸

اوایل دهه‌ی 90 میلادی دوران پایانی بازی‌های دو‌بعدی (2D) مخصوصا اکشن‌های خطی مختص این نوع ساخت بود. عناوین بی‌نظیری در طول دوران طلایی این سبک عرضه شدند. مطمئنا سگا و کنسول مگا‌درایو سهم بسزایی در بازار بازی‌های اکشن داشتند اما این دوران نیز به مانند بسیاری از گذرهای تاریخ به پایان رسید. Hotline Miami یک تجدید دیدار درست و حسابی با دوران طلایی بازی های دو بعدیست. علاوه بر این بازی از دوربین Top-Down بهره می‌برد. HM یک اکشن خالص و خلاق به شمار می‌رود و حتی پای خود را فراتر از حد و اندازه‌های یک بازی مستقل می‌گذارد. در سوی دیگر شاید بتوان گفت با تمام حس نوستالژی موجود در این بازی، هنوز بوی تفکر مدرن را می‌دهد. شما با یک بازی سراسر اکشن و پازل‌های گوناگون آن رو‌به‌رو هستید. چیزی که این روزها کمتر پیدا می شود. علاوه بر این قدرت انتخاب در پیشبرد مراحل همه چیز را متمایز نشان می‌دهد. حتی شیوه طبقه‌بندی و طراحی آیتم‌ها نیز شما را مجبور به تکرار چند باره‌ی بازی می‌نماید.

 

Hotline Miami توسط تیمی متشکل از Jonatan Söderström  و  Dennis Wedin ساخته شده است. تیمی بسیار پُر استعداد و دیوانه ! Jonatan Söderström ملقب به کاکتوس یک بازیساز سوئدی مستقل و نقطه‌ی قوت تیم سازنده به شمار می‌آید. او با چهل بازی کارنامه‌ای پْر کار را به همراه دارد و شاید بتوان گفت ماه عسل این پروژه‌ها همین عنوان HM، ساخته‌ی جدید اوست. سرگرم‌کننده و فوق‌العاده!

کشتار به سبک تگزاسی‌ها در میامی !

داستان HM نه آن چنان ماندگار است، نه مهم! شما به عنوان یک گنگستر ماموریت‌هایی را برای سلاخی به دست می‌گیرد و به هر صورت باب میل خود آن‌ها را به اتمام می‌رسانید. البته مطمئنا با خط داستانی مستقیم و سر راست رو به رو هستید اما اگر گیم‌پلی بازی بگذارد خط داستانی مذکور را می‌بینید. با توجه به این که ساختار روایت داستانی از مدل های دهه ی 80 و 90 بهره می‌برد ولی نشانه هایی از تفکر دوران مدرن امروز نیز در آن دیده می‌شود. مخصوصا این رد و پا در آیتم‌های پخش شده درون محیط بازی برای معرفی شخصیت و اتمسفر کاملا دیده می شود. برای مثال بازی شما را وارد روزمرگی کاراکتر می‌کند. از طرف دیگر ترس درونی کاراکتر اصلی را نشان شما می‌دهد. در کنار این وجود علامت‌ها و نشانه‌های مختلف محیطی نیز به این روند کمک می‌کند. استفاده‌ی بازیساز از آپارتمان شخصی کاراکتر و هم‌خانه‌ی او بسیار تحسین شده است. مخصوصا وجود برخی مفاهیم بزرگ‌سالانه کاملا شخصیت به هم ریخته ی کاراکتر را معرفی می کند. از طرف دیگر روند داستان و پرورش شخصیت اصلی بازی برای شما کاملا حفظ می‌شود.

 

پازل خشونت

این بازی نشان داد چطور در اوج خشونت می‌توان مغز بازیباز را به کار گرفت. یک پازل چند راه حله در کنار هوش مصنوعی بسیار قوی NPC های دشمن پایه ی HM را تشکیل می‌دهد. شما در هر مرحله (chapter) وارد یک منطقه ی بسته و محدود می‌شوید. باید تمام محیط را پاکسازی کنید و ماموریت را به اتمام برسانید. اما مشکل اصلی رو‌به‌روی شما با چینش پازل مانند NPC‌های دشمن و راه‌های نفوذ به مکان‌های مختلف خانه است. شما با یک ضربه ی دشمن می‌میرید و در مقابل می‌توانید با همان یک ضربه ، بسته به استفاده از آیتم‌هایی که در اختیار دارید دشمنان را از پای در آورید. دو راه حل دارید. اول بدون کوچکترین مکثی تمام دشمنان حاضر در محیط را سلاخی کنید یا اینکه از استراتژی مخفی‌کاری بهره ببرید. اگر راه اول را انتخاب کنید با توجه به هوش مصنوعی خوب NPC‌ها و مجهز بودن به انواع و اقسام اسلحه‌های مرگبار کار شما سخت اما شدنیست. اما برای استفاده از راه حل دوم باید بدانید در اکثر مواقع به واسطه ی استفاده از سلاح گرم عده ای از دشمنان متوجه حضور شما می شوند. پس مجبورید با استفاده از عناصر مخفی‌کاری، فکر و استراتژی تک تک حریفان را از پای در آورید. معمولا محیط هر مرحله به چند طبقه، اتاق و سالن تقسیم می شود و NPC ها نیز در مسیر از پیش تعیین شده نگهبانی می‌دهند. اینجاست که بازی رنگ بوی خود را عوض می‌کند و بر خلاف خشونت طلبی موجود در بازی می‌توانید با برنامه‌ریزی مناسب حریفان را از پای در آورید. البته هوش مصنوعی NPC‌ها به خوبی دیگر بازی‌های مخفی‌کاری استاندارد روز نیست اما نگران نباشید، آن ها به راحتی تسلیم نمی شوند. باید گفت، شما می‌توانید ترکیبی از دو راه حل اصلی را نیز به کار ببرید. با توجه به دسترسی کامل به تمام محیط از چندین راه ماموریت را پیش می برید و شاید نکته‌ی شگفت طراحی مراحل در همین آزادی نسبی انتخاب‌ها در یک بازی دو بعدی اکشن خلاصه شود. سلاح‌ها نیز بسیار طراحی و انتخاب خوبی دارند. NPC ها عموما به صورت تصادفی از یک سلاح‌های گوناگونی بهره می برند. با پیشروی در مراحل تعداد سلاح ها و تنوع NPC های دشمن نیز افزایش می یابد. مخصوصا زمانی که سگ‌ها به جبهه ی دشمنان افزوده می شوند شما را با چالش بزرگی رو‌به‌رو می کنند. دیگر نکته ی مهم در آیتم ها به بخش ماسک‌هایی بر‌می‌گردد که در روند بازی به دست می آورید. علاوه بر نماد گونه بودن این ماسک‌ها، هر کدام دارای قابلیت‌های منحصر به فرد خود هستند. از سرعت گرفته تا عواملی موثر بر پیش برد مخفیانه‌ی مراحل! از دیگر نقاط عطف بازی مبارزه با BOSS‌های آن به شمار می‌رود. با این که از لحاظ طراحی چیزی برای عرضه ندارند اما مبارزه با آن ها واقعا سخت به نظر می‌رسد. بازی از درجه ی سختی خاصی پیروی نمی کند و هر مرحله می تواند شما را تا مدتی زمین‌گیر کند. این خصوصیت برای یک بازی مستقل فوق العاده است. ریتم بازی نیز می‌تواند با توجه به خواست شما متغیر پیش رود. یا به رکورد زمانی و سرعت فکر می‌کنید یا مجذوب سیستم امتیاز‌دهی و امتحان راه‌های متعدد سلاخی دشمان می شوید. سیستم امتیازدهی کاملا شما را به ادامه بازی تحریک می‌کند. به خاطر هر عمل خشونت بار امتیازی به شما تعلق می گیرد و این خود باعث و بانی عمل خشونت بار بعدی می شود. در نهایت HM یک گیم پلی فرار را یدک می کشد و البته کلیت بازی در یک جمله خلاصه می شود: “یک پازل سرگرم کننده و خشن !”

 

 

زنگ آمیزی با زمینه ی قرمز‌ !

موتور بازی Game Maker است. یک ساختار ساده و به‌جا! گرافیک فنی اثر چیزی برای ارائه ندارد اما بخش هنری آن کار خود را به درستی انجام می دهد. پیکسل پیکسل بازی شما را به یاد بازی‌های رنگارنگ دو بعدی می‌اندازد. حتی بافت‌های بی‌کیفیت و کثیف با سر و شکل بازی همگون و هماهنگند. استفاده‌ی بسیار خوب از رنگ‌ها وآبجکت‌ها، به ویژه خون و تکه های بدن انسان سر و شکل درستی به کلیت بازی می‌دهد. محیط هر مرحله با دقت طراحی شده است. آبجکت ها به درستی پخش شده‌اند. کیفیت اجرای بازی بسیار خوب است و با توجه به حجم کم بافت‌ها با مشکل آن چنانی مواجه نمی‌شوید. البته از یک بازی مستقل بافت‌های با کیفیت آن چنانی توقع نمی‌رود اما گرافیک HM با هدف بازی سنخیت تمام و کمالی دارد. انیمیشن کاراکترها بسیار اغراق شده طراحی شده اند. محیط بازی کاملا تحت تاثیر خشونت اغراق شده‌ی بازیست و به کار بردن بدون محدودیت رنگ قرمز در روند بازی تمام محیط را تحت تاثیر خود می گذارد. آیتم‌ها و آبجکت‌های محیط بر‌عکس اکثر کاراکترها خوب طراحی شده اند. تاثیرات نور‌پردازی نیز در اتمسفر بازی به خوبی حس می‌شود و در مواقعی حتی بر روی گیم‌پلی بازی نیز اثر می‌گذارد. تنوع طراحی و رنگبندی در محیط بسیار دیده می‌شود. فقط طراحی ساده ی BOSS‌های نهایی کمی توی ذوق می‌زند. در کنار این نکات مثبت، بعضی باگ‌های فنی نیز در بازی دیده می‌شود که واقعا قابل چشم پوشیست و در انتها یک سوال …. مگر شما از یک بازی مستقل چند دلاری با چنین سبکی انتظار گرافیک خاصی دارید؟!

موسیقی و نوستالژی

در مورد صداگذاری حرف زیادی برای گفتن نیست. از یک بازی مستقل انتظار خاصی نمی‌رود اما اگر بازی مذکور بخواهد خود را شبیه دهه‌های گذشته‌ی صنعت گیم نشان دهد این نوع صداگذاری توجیه شده است. هر عنصر بخش صداگذاری، کاملا با ریشه ی بازی همخوانی دارد. البته مهمترین بخش صوتی به موسیقی آن باز می‌گردد. یک موسیقی هیجان‌آور و در مواقعی آزار دهنده! همخوانی بخش‌های مختلف موسیقی با اتمسفر بازی باورنکردنیست. حتی به شخصه فکر می‌کنم قسمت‌های آزاردهنده‌ی این بخش از روی قصد و متفکرانه انتخاب شده اند. موسیقی به سبک فیلم‌های گنگستری دهه‌ی 80 و 90 آمریکا با یک تم (Them) خشن و تحریک‌کننده اتمسفر را آماده ی قتل و عام همه جانبه می کند. در واقعیت موسیقی وظیفه خود را به اتمام می رساند. آن را فوق‌العاده انجام نمی‌دهد اما قابل قبول عمل می‌کند.

 

 

و شما …

یک بازی خوب و خوش ساخت. فقط همین! اما یادتان باشد هر یک از شما اگر بخواهد چنین هنری را به کار گیرد، بسیار ستایش خواهد شد. مطمئنا خیلی از خوانندگان این متن دوست دارند بازیساز شوند. پس خیلی سریع شروع کنید چون گذر عمر انسان‌ها انقدر مسخره است که ترسیدن و حرکت نکردن برای رسیدن به موفقیت و علایق احمقانه‌ترین راه ممکن است.

[rate]

نظرت چیه؟
باریکلا!
0%
خوب بود!
0%
بد نیست!
0%
که چی؟
0%
اشتباه!
0%
درباره نویسنده
mee present

شما باید ورود نظر بگذارید