پیش‌نمایش
بخوانید
LEGO City Undercover | تکه پلاستیک‌های دوست داشتنی
0

LEGO City Undercover | تکه پلاستیک‌های دوست داشتنی

نوشته SϊиБ SтдR۰۳ دی ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۵

 

 

 

تا چند سال پیش هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که اسباب‌بازی‌های معکبی‌شکل این‌گونه صنعت بازی را قبضه کنند و با انتشار هر نسخه از آن، در یکی از مقام‌های بالای جداول فروش قرار گیرند؛ زیرا نسخه‌هایی که قبل از سال 2005 منتشر شدند عموماً بازخورد مناسبی نگرفتند. حتی استفاده از نام تجاری _ Bionicle که از معروف‌ترین اسباب‌بازی‌های لگویی هستند_ و هری پاتر نیز نتوانست کاری از پیش ببرد. صرف‌نظر از عنصر گیم‌پلی، اکثر بازی‌های لگو در آن زمان دارای یک داستان مستقل بودند و پتانسیل لازم جهت عرض اندام درکنار بازی‌های دیگر نداشتند تا این‌که اولین بازی لگو تحت ایده فرنچایز‌های معروف وارد بازار شد. LEGO Star Wars: The Video Game فروش بسیار بالایی داشت و توانست نظر بسیاری از منتقدان را به‌خود جذب کند. بعد از آن دو نسخه دیگر از جنگ ستارگان منتشر شد  که هرکدام توانستند فروش بسیار خوبی داشته باشند. بعد از این واقعه، سازندگان گستره‌ی فرنچایز خود را گسترش دادند و بازی‌های دیگری تحت فرنچایز‌هایی چون بتمن، دزدان دریای کارائیب، ایندیانا جونز، هری پاتر، راک بند و حتی ارباب حلقه‌ها منتشر شد که  همه‌ی آن‌ها توانستند به موفقیت نسبی ازنظر فروش و نمرات دست یابند. آخرین نسخه‌ای که توسط سازندگان به‌نمایش گذاشته شد،  LEGO City Undercover ( به‌اختصار LEGO City) نام دارد که  دارای یک بک‌گراند نسبتاً مستقل است.

هنگامی که شما به‌یاد آثار دنیای باز با المان‌های ماجراجویی می‌افتید، چه ایده‌هایی به ذهنتان می‌رسد؟ آزادی مطلق، گشت و گذارهای بی‌مورد و دیوانه‌وار و تجربه‌ی وقایعی که اصلاً انتظارش را ندارید پایه‌های این سبک را تشکیل می‌دهد اما بازی  LEGO City که به‌صورت انحصاری برای دو کنسول Wii U و 3DS منتشر می‌شود، باتوجه به ادعای سازندگان قرار است عناصر جدیدی به این سبک اضافه کند. در این مطلب سعی شده تا المان‌های جذابی که مورد توجه بسیاری از منتقدانی که موفق به انجام این بازی شده‌اند، زیر ذره‌بین قرار بگیرد. با ما همراه باشید.

 

 

 

 

 

باوجود سبک بازی که با جوهره‌ی دنیای LEGO کمی تمایز دارد، دنیای LEGO City بسیار شبیه به آثار قبلی این سری می‌باشد در یکی از مراحل، شما به‌عنوان یک پلیس باید گروهی از خلافکاران را دنبال کنید. هنگام انجام این ماموریت در یک خیابان، افراد حاضر در پیاده‌روها توجهی به اتفاقاتی که در پیرامون آنان اتفاق می‌افتد نیستند و برایشان مهم نیست که در دنیایی مملو از فساد و خلاف‌کاری زندگی می‌کنند، و این بهترین خبر برای یک پلیس است! یک غار بزرگ بهترین مکان برای ساخت پایگاه دزدها به‌حساب می‌آید. معدن‌چی‌ها، غافل از اینکه نمی‌دانند تلاش بسیار آن‌ها باعث عدم اجرای عدالت می‌شود، درحال سروکله زدن با کلنگ‌های زنگ‌زده و استخراج سنگ‌های قیمتی هستند. همانند نسخه‌های قبلی، وسایلی که در اختیار شما قرار دارد وابسته به نوع شخصیت شما است. با زدن دکمه مخصوص، می‌توانید به راحتی از یک پلیس به شهروند دنیای LEGO  تبدیل شوید. البته اگر لباس معدن‌چی‌ها در اختیارتان نباشد در معدن وضعیت خوبی نخواهید داشت. در راه باید لباس معدن‌چی‌ها را پیدا کرده تا نقش آنان را بازی کنید و با استفاده از دینامیت‌های آنان دمار از دشمنان درآورید. پازل‌هایی که سد راهتان می‌شوند، از نوع خطی خواهند بود و شما باید برای حل آنان از یک راه معین شده رد شوید تا به مراحل دیگر دسترسی پیدا کنید. امکان دارد برای رد شدن از موانع خانه‌ای را خراب کرده و با استفاده از قطعات مکعبی آن یک پل بسازید، یا اینکه سنگ‌های معدن را تکه تکه کنید تا مکعب‌هایی که زیر سنگ‌ها پنهان شده است را به‌هم بچسبانید. مکانیزم این مراحل بسیار ساده است اما به‌دلیل المان‌های مخصوص این فرنچایز هنوز هم جذاب و سرگرم کننده هستند. در یکی از مقاطع، بازیباز از سوراخ بزرگی که در مرکز غار ایجاد شده سقوط می‌کند. درمسیر، وی به جمع‌آوری سکه‌های مختص فرنچایز LEGO می‌پردازد که به‌عنوان امتیاز و خرید وسایل برای او کاربرد دارد. اگر حواستان نباشد، مستقیم درون یک پنکه بزرگ می‌روید و مجبورید این مقطع را دوباره از اول شروع کنید. بعد رد شدن از پنکه، پروتاگونیست با عصبانیت می‌گوید:” این پنکه چرا باید اینجا باشه آخه؟” جمله‌ای بسیار معمولی و عاری از تکلف و تامل، اما به زیبایی روی چاشنی کمدی بازی نمک زد. البته به‌طور کلی شنیدن دیالوگ از این اسباب‌بازی‌های پلاستیکی عجیب است، اما همان دیالوگ‌ معمولی به پلیس هویت بخشید و آنان را به چیزی فراتر از اسباب‌بازی تبدیل کرد. اختتامیه با اشاره‌ای به دنیای ماریو وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهد. بعد از به‌هم پیوستن چند مکعب، لوله‌ای ساخته شد که همانند سری ماریو، بازیباز را به‌خود می‌کشد و هنگامی که بازیباز از آن طرف لوله به‌بیرون می‌آید به‌پاس تلاش بسیار جشن آتش‌بازی برای او برگذار می‌شود!

 

 

 

 

باوجود بازخورد مثبت منتقدان درباره‌ی دمو بازی، جذابیت جوهره‌ی این فرنچایز و نام نینتندو به عنوان ناشر، موفقیت LEGO City در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اول از همه باید درنظر گرفته شود که LEGO City یک ایده‌ی مستقل دارد و در اینکه بتواند یک داستان خوب را به نمایش بگذارد، باید یک درون‌مایه غنی داشته باشد. دوم اینکه در این بازی هیچ المان خاص و قابل توجه‌ای مشاهده نشده که بتواند آن را به‌عنوان یک پیشرفت حساب کرد. البته تمام نکاتی که در این مطلب گفته شد از جذابیت بسیار بالایی برخوردار هستند و شایسته‌ی یک اثر فان و سرگرم‌کننده آن‌هم از نوع لگویی است. اگر این اثر بخواهد در زمینه‌ی بهترین‌ها جای گیرد، باید دارای المان‌های قوی دنیای باز و جهانی محسوس، با هویتی شاخص باشد تا بتواند نسبت به بازی‌های  دیگر این سری، خودی نشان دهد. اما بهتر است منفی‌نگری را کنار بگذاریم. نمایش‌ها‌ و تصاویر منتشر شده حاکی از دنیایی ملموس را می‌دهد. هرچه باشد تیم سازنده با گذشت زمان توانسته‌اند تجربه‌ی بسیاری کسب کنند و در ساخت LEGO City، برای اینکه غافله را نبازند باید از مهارت خود به‌درستی استفاده کنند. هرچه باشد آن‌ها می‌دانند که ساخت اثری که تحت فرنچایزهای دیگر نباشد، و در همان حال از فروش و نمرات بالایی برخوردار شوند کار سختی است و مسلماً اگر در این اثر پتانسیل لازم را نمی‌دیدند، پروژه‌ی LEGO City در حد یک ایده باقی می‌ماند. با تمام این اوصاف، امروزه صنعت بازی شبیه ورزش فوتبال شده که هر اتفاقی ممکن است به‌وقوع بپیوندد، پس تا ربع اول سال 2013 صبر کنید.

 

 

نظرت چیه؟
باریکلا!
0%
خوب بود!
0%
بد نیست!
0%
که چی؟
0%
اشتباه!
0%
درباره نویسنده
SϊиБ SтдR

شما باید ورود نظر بگذارید